مرتضى مطهرى
471
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شده . به تعبير قدما حيات قوهاى است كه بر ماده سوار است و بر ماده حكومت مىكند و ضمناً يك جريان هدفدارى را طى مىكند و لهذا در زمينهء نيازهاى مختلف خودسازى مىكند براى اينكه اساس حيات بر بقا و ادامهء آن است كه خود را ادامه بدهد و بر فرار از مرگ است ؛ هر نياز جديدى كه پيدا بشود ، در درون ، تجهيز جديد به وجود مىآورد و اين يكى از آثار خارق العادهاى است كه در طبيعت هست و فوق العاده هم جالب توجه است . حيات در گياهان ، ضعيفتر است ؛ در حيوان ، بيشتر و قويتر ، و در انسان از او هم قويتر . مثلًا يك اتومبيل - چون يك جماد است - در آن محيطى كه هست عوامل محيط روى آن اثر منفى مىگذارند و لهذا هر اتومبيلى نوترين روزش همان روزى است كه از كارخانه بيرون مىآيد . روز به روز كه كار مىكند و تحت تأثير عوامل محيط قرار مىگيرد كهنهتر و فرسودهتر مىشود . اگر ما اتومبيل را از اين محيط ببريم به محيط بدترى كه در آن عامل فرسوده كننده بيشتر است ، مثلًا ببريم مازندران كه آنجا رطوبت زودتر اتومبيل را خراب مىكند ، اتومبيل هيچ عكس العملى در جهت حفظ بقاى خودش نشان نمىدهد ، يك حالت بىتفاوتى دارد . ولى موجود زنده هميشه در حال مبارزه با محيط خودش است ، براى حفظ بقاى خودش . اگر محيط محيطى است كه كمتر نياز به مبارزه دارد ، همين تجهيزاتى كه دارد برايش كافى است . همين قدر كه شما محيطش را عوض كرديد ، احتياج به مبارزهء جديد پيدا مىكند ، بهطور خودكار اين دستگاه شروع مىكند به مبارزهء شديد كردن چون نياز بيشتر است ، و بعد اصل انطباق با محيط [ مطرح مىشود . ] اگر آن تشكيلات گذشتهاش متناسب با محيط سابق بوده و در محيط جديد به تشكيلات جديد درونى نياز هست ، بهطور خودكار در درونش تغييرات داده مىشود ، تغييراتى كه متناسب با محيط جديد باشد كه بتواند با محيط جديد مبارزه كند و از محيط جديد استفاده نمايد ؛ مانند تأثيراتى كه عوامل جغرافيايى روى حيوانها دارد . مثلًا اسب عربى يك اندام مخصوص دارد ، اسب مجارى جور ديگر است ، اسبهايى كه در سيبرى بزرگ مىشوند با يك وضع ديگرى هستند و هركدام اينها در محيط خودشان مىتوانند زندگى كنند ، زندگى در محيطهاى ديگر برايشان سخت و مشكل است . ولى اگر او را در محيطى كه برايش نامناسب است قرار دهيد - مگر خيلى نامناسب باشد كه او را از بين ببرد و الّا در يك حد معينى - شروع مىكند خودش را متناسب با اين محيط كردن ، يعنى در وضع خودش تغييراتى ايجاد مىكند ، يعنى همان حيات اين تغييرات را در او به وجود مىآورد كه بتواند در آن محيط زندگى كند . حتى مىگويند اگر انسان را كه الآن بدنش در اين جوّ و اين محيط و اين وضع مثلًا از نظر گلبولهاى سفيد - كه يك حد معينى است و اطبا اندازه مىگيرند - مىباشد به فضا ببرند چنانچه نياز بدن به گلبول سفيد بيشتر شود ، بدن به سرعت شروع مىكند به گلبول سفيد ساختن ، كما اينكه